تبليغاتX
ولایتمدارم،پس هستم

ولایتمدارم،پس هستم

اگر نبودتدابیر حکیمانه رهبری ، به دست یاران انقلاب به ورطه هلاکت سقوط می‌کردیم

آیت‌الله مصباح یزدی :
اگر تدابیر حکیمانه رهبری نبود، به دست یاران انقلاب به ورطه هلاکت سقوط می‌کردیم

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، تدابیر حکیمانه و مدابرانه مقام معظم رهبری را عامل مهمی در برون رفت کشور از بحران ها و گردنه های سخت و دشوار دانست و گفت: اگر تدابیر حکیمانه معظم له نبود ما به دست یاران انقلاب اسلامی، به ورطه هلاکت سقوط می کردیم.

به گزارش رجانيوز به نقل از رسا، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) امروز در دیدار با طلاب مدرسه علمیه شهید صدوقی(ره) فاز پنج، در سخنانی از مدیریت های داهیانه مقام معظم رهبری تجلیل کرد و گفت: در همین سالیان اخیر گردنه های بسیار هولناکی در کشور پیش آمد که اگر تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری نبود ما به دست خود یاران انقلاب اسلامی، به ورطه هلاکت سقوط می کردیم.

وی بیان داشت: تقریبا می شود گفت مقام معظم رهبری تنها کسی بود که توانست با تدابیر حکیمانه خود کشتی انقلاب را از طوفان به ساحل امن سلامت برساند و هدایت کند.

عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: این نعمت کمی برای ما نیست، اگر نگاهی به سایر کشورهای دنیا بیندازیم حتی کشورهای پیشرفته و توسعه یافته که به ظاهر کمبودی ندارند، رؤسای شان چگونه افرادی هستند با چه سوابق و روحیاتی از اختلاس و مفاسد اخلاقی و جنسی.

آیت الله مصباح یزدی گفت: حالا کار به جایی رسیده است که رژیم غاصب صهیونیستی برای این که نظر نخست وزیر یک کشور را تامین کند، زنی مانکن را به عنوان سفیر خود انتخاب کرده است.

وی افزود: برای مقام معظم رهبری در طول بیش از بیست سال رهبری خود و سال های حضور در حساس ترین پست ها، سوابق مبارزاتی و انقلابی، یک نقطه ضعف بارز که دشمن بخواهد روی آن دست بگذارد پیدا نمی شود.

آیت الله مصباح یزدی، با تحسین مدیریت های داهیانه و مدبرانه مقام عظمای ولایت ابراز داشت: خداوند تبارک و تعالی بر طول عمر، عزت، سلامتی و توفیقات معظم له بیفزاید.

عضو مجلس خبرگان رهبری، با اشاره به ابراز علاقه و احساسات مردم نسبت به مقام شامخ ولایت فقیه گفت: احساس علاقه و ارادتی که نسبت به مقام ولایت و شخص مقام معظم رهبری ابراز می شود، نشانه رشد آگاهی و شعور شما است.

وی خطاب به طلاب حاضر در جلسه که با شعارهایی حماسی، اشتیاق وصف ناپذیر خود را از سفر مقام معظم رهبری به قم ابراز می کردند گفت: در واقع شما با این کار و ابراز احساسات، خود بیان می کنید که ما از این نعمت بزرگ ولایت فقیه بهره مند هستیم و قدر آن را درک می کنیم، قدردانی از این نعمت های الهی، خود نعمتی بزرگ است که باید شکرگذار آن نیز بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 15:40  توسط   | 

آینده از آن حزب الله است

         
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 14:52  توسط   | 

درخواست جهانی مبتکر خر تروا!

 
 
منتظر بی محلی جهانی به بهاءالله باشید
درخواست جهانی مبتکر خر تروا!
ما حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران همگام با اکثريت قاطع مردم ايران در کمال احترام از شما تقاضا می کنيم به محض شروع سخنرانی اين شخص، جلسه مجمع عمومی را ترک فرمائيد
صراط - بهاءالله مهاجرانی که این روز ها حتی از منافقین و دشمنان نظام نیز پیش قدم تر شده است ، از مجمع عمومی سازمان ملل خواسته تا هنگام سخنرانی احمدی نژاد سازمان ملل را ترک کنند .

جرس که ظاهرا فراموش کرده مهاجرانی در عرصه بازیگران سیاسی محلی از اعراب ندارد در خبری تحت عنوان " در خواست برای ترک مجمع عمومی سازمان ملل در زمان سخنرانی احمدی نژاد " آورده است :

" ما حقوقدانان جنبش سبز مردم ايران همگام با اکثريت قاطع مردم ايران در کمال احترام از شما تقاضا می کنيم به محض شروع سخنرانی اين شخص، جلسه مجمع عمومی را ترک فرمائيد "

حالا باید منتظر ماند و بار دیگر خیط کاری مبتکر فرمول "خر تروا" را مشاهده نمود!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 16:18  توسط   | 

خودنويس:موسوي يك گوسفند تمام عيار است!

سايت اينترنتي خودنويس:
موسوي يك گوسفند تمام عيار است!
نمايش اعتصاب غذاي چند نفر از آشوبگران دستگيرشده با افتضاح تمام شد اما گويا سرزنش عليه معركه گيران سياسي در اين ماجرا تمامي ندارد.
كساني چون موسوي و كروبي و عبدالله نوري و برخي سركردگان نهضت آزادي و جبهه ملي تلاش كرده بودند ضمن بهره برداري از اين نمايش، خود را در حاشيه نگه دارند و همين امر باعث انتقادهاي گسترده در محافل ضد انقلابي شده است. نويسنده سايت خودنويس در تحليلي با اشاره به اين كه «قبلا به رهبران جنبش سبز تاخته و گفته بوديم كه در ماجراي اعتصاب غذاي زندانيان گوسفند نباشيم»، نوشت: چند وقت كه گذشت واكنش ها شروع شد، واكنش تاثيرگذار را مهندس موسوي با نوشتن بيانيه اي ايجاد كرد كه در آن با تاكيد بر شنيده شدن صداي اعتراض زندانيان از آنان خواسته بود اعتصاب غذاي خود را بشكنند بعد از او هم واكنش هاي ديگر هم شروع شد و از جبهه مشاركت تا فعالان ملي- مذهبي همگي واكنش نشان داده و تمامي شان هم همان طور كه پيش بيني مي شد حركت در مسيري را پيش گرفتند كه مهندس موسوي در آن پيشگام شده بود. اصلي ترين مسئله در آن درخواست از زندانيان براي شكستن اعتصاب غذا بود. شخصا از اين واكنش ها شگفت زده شدم. در نظر داشتم كه احتمالا بايد پيام ها به زندان برسد وگرنه صدور آنها بي معنا خواهد بود. شگفتي خودم را پنهان كرده بودم. اما وقتي اعتصاب غذا خاتمه يافت پرسش ها سر باز كردند. از خودم پرسيدم چرا واكنش ها در اين مسير پيش رفت؟ اين برداشت درست است كه معناي پيام موسوي و پيام هاي مشابه عدم حمايت از حركت زندانيان بود. موسوي با درخواست خاتمه اعتصاب غذا در واقع همان حركت را كه در 22 خرداد امسال تكرار شد، ادامه داد. اين بار هم موسوي زندانيان را تنها مي گذاشت. وقتي دستگير شده ها اعلام كرده بودند براي پيگيري خواست شان اعتصاب غذا را ادامه مي دهند، چه طور يك دفعه پشت آنها خالي مي شود و اعلام مي شود اعتصاب غذا ادامه نيابد؟
 


اين سايت ضد انقلابي اضافه كرد: زيان عمده حركت آقايان و خالي كردن پشت بازداشت شدگان اين بود كه يكي از مهمترين حركت هاي اعتراضي زندانيان را از آنها گرفت و آنها را خلع سلاح كرد. تنها سلاح زنداني كه مي توانست با قمار روي آن به خواسته هايش دست پيدا كند، سوخت. حالا اگر هر زنداني اي اعتصاب غذا كند مسئولان اهميتي به آن نخواهند داد و مسئوليت جان آنان را برعهده «بزرگا ن شان» خواهند گذاشت و اعتصاب كننده نيز مجبور خواهد شد اعتصاب غذاي خود را بشكند، يا اصلا اعتصاب غذا نكند؛ چه، مي داند اين حركت دستاوردي نخواهد داشت. زماني كه حكومت فهميد پشت زندانيان خالي شده و مي تواند اصلا منكر اين موضوع شود و زندانيان كه مي ديدند ديگر راهي نمانده و همه با حمايتي نصفه و نيمه از حركت شان از آنها خواسته اند اعتصاب غذا را بشكنند، اعتصاب غذاي خود را شكستند، زندانيان ديدند هزينه اي كه دارند از جانشان خرج مي كنند بيهوده است. حالا هم برخي از آنها همچنان در وضعيت سابق خود هستند يعني تحمل اين همه سختي عملا نتيجه اي دربر نداشته است. شخصا مسئوليت اين موضوع را برعهده بي تدبيري موسوي مي گذاريم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 16:8  توسط   | 

حمایت سایت موسوی از قرآن سوزی در آمریکا

 

تصوير اصلي را ببينيدتبرئه هتاکی بی شرمانه یانکی ها به قرآن در حالی از جانب سایت موسوی مطرح شده که پیش از این همین جماعت مرتد در روز عاشورا به ساحت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نیز اهانت کرده بودند.

 

 
 
 
 
                                                                          
 
 صراط - پایگاه خبری فتنه سبز که این روز ها به شدت با کمبود خبر رو به رو شده است یک روز از توزیع بورشور صیغه می گوید و امروز کارش به جایی رسیده است که خوانندگان لمپن را دعوت می کند تا برایش مطلب بنویسند (!)

جرس دست به دامان حسین زمان شده و وی نیز که به شدت خود را سیاست مدار تلقی کرده است ، دست به تفسیر عمیق سیاسی زده است !

حسین زمان در مطلب بسیار ضعیفی تحت عنوان " قرآن سوزي يا اسلام سوزي؛ كداميك دردآورتر است؟ " آن کشیش بی ایمان را تنها نابخرد خطاب می کند ولی در ادامه می کوشد مسلمانان را متهم به نابودی اسلام کند!

جرس در ادامه به نقل از خواننده سیاست مدارش معتقد است حوادث تروریستی 11 سپتامبر به دست مسلمانان رخ داده است!

حسین زمان که از قرار گرفتن در مسند نویسنده سیاسی بسیار جو گیر شده، سعی می کند به استادان فتنه گرش ادای دین کند و دروغ پردازی های آنها را به طرزی بسیار بزرگ تر ادامه دهد.

وی که مدعی است در زندان های ایران شکنجه(!) و تجاوز (!) رخ می دهد معتقد است جرم کشیش امریکایی اصلا جرم بزرگی نیست !
 
تبرئه هتاکی بی شرمانه یانکی ها به قرآن در حالی از جانب سایت موسوی مطرح شده که پیش از این همین جماعت مرتد در روز عاشورا به ساحت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نیز اهانت کرده بودند.

گفتنی است حسین زمان که خودش هم نمی داند در این مطلب که نوشته است چه می خواهد بگوید، لذا از در و دیوار می گوید تا شاید بتواند کشیش جنایتکار امریکایی را تبرئه کند و مسلمانان را مجرم بداند!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 15:59  توسط   | 

تشکیل پرونده پزشکی بدون نام برای مهدی کروبی

بیماری مهدی کروبی منجر به تشکیل پرونده پزشکی برای وی در یکی از بیمارستان ها شده است.
یک منبع آگاه در گفتگو با «جوان آنلاین» ضمن تکذیب سخنان همسر کروبی مبنی بر رد بیماری وی گفت:اخیرا با مراجعه مهدی کروبی به یکی از بیمارستان های مرکزی تهران پرونده پزشکی بدون نام و به شکل غیر قانونی برای وی تشکیل شده است.
وی ادامه داد:یک تیم اورولوژیست به سرپرستی دکتر«م.ن» مسئولیت انجام آزمایشات مربوطه را داشته و دربررسی های انجام شده ابتلای وی به عفونت شدید مجاری کلیوی محرز شده است.
 جوان آنلاین ضمن آرزوی شفای عاجل برای تمام بیماران بالاخص مریض منظور، آرزومند توبه نصوح برای ایشان و بازگشت به دامان نظام اسلامی برای جناب کروبی می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 20:58  توسط   | 

شجریان همچنان در وادی فتنه!

اخیرا فیلم مستندی از یکی از کنسرتهای محمد رضا شجریان توسط شبکه بی بی سی فارسی و به تهیه کنندگی صادق صبا تهیه شده که قرار است درآستانه سالگرد انتخابات 22 خرداد ازاین شبکه پخش شود. از سوی دیگر شجریان چند روز پیش نیز در گفت و گویی با شبکه تلویزیونی استرالیا داشت که در آن گفت وگو شجریان همچنان در حمایت از فتنه گران سخنانی به زبان رانده است.شجریان که از وی بعنوان استاد صدای ایران!یاد می شود در این گفت و گو مدعی شده که حاضرم بخاطر مردم زندان هم بروم! البته وی نگفته که به چه دلیل می خواهد زندان برود ؟آیا او خود را در سطح حامیان فتنه گر و تفرقه افکنان می داند یا نه؟
مواضع و رفتارهای دو، سه سال اخیر شجریان بویژه پس ا زانتخابات دوره دهم ریاست جمهوری،برخی ازدوستداران ایشان را به شدت نگران کرده است که آیا شجریان همچنان دوست دارد در دایره نظام باقی بماند یا خیر؟.اینکه انسان فارغ از هر شغل و منصب و منزلتی، ‌نسبت به تحولات سیاسی - اجتماعی پیرامونش حساس باشد و دغدغه داشته باشد، ‌امری است پسندیده و درخور ستایش. ‌اما کیفیت بیان این دغدغه - فارغ از درستی یا نادرستی آن - امری است مهم و البته حساس.
 ‌اما آقای شجریان باید بداند که عرصه سیاست، ‌کمی با هنر و موسیقی و سازسازی متفاوت است. ‌برای استاد شدن در موسیقی، ‌باید هزاران اشتباه و خطا را تجربه کنی، ‌اما در سیاست شاید اولین اشتباه، ‌آخرین اشتباه باشد!

سیر دگردیسی!

بنابراین گزارش روال منطقی انحراف فكری شجریان و دگردیسی وی  از سال 60 به بعد، چنین فرجامی را محتوم جلوه می‌داد.بیشتر انسان‌ها فرازی دارند و فرودی ابدی، برخی هم فرودی دارند و سپس فرازی ابدی، دسته اول بیچارگان‌اند و دسته دوم رستگاران.
كسی نیست كه اندك آشنایی با موسیقی داشته باشد و شجریان را نشاسند. اما شجریان چه بود و چه شد؟ شجریان همان كسی است كه به گفته خود در همان اوان نوجوانی و هنگامی كه در تظاهرات‌های خیابانی علیه رژیم پهلوی نقش قاری قرآن معترضان به رژیم پهلوی را بر عهده داشت و در همین دوره و در میان مردم مشهد محبوبیت فراوانی به دست آورد.
شجریان در حدود سال‌های 56 و 57 نیز به گفته خود به دلیل ابتذال در رادیو و تلویزیون، صدا و سیمای آن روز را رها كرد و از اجرای برنامه استعفا داد. اما پس از انقلاب اسلامی در سال 57 كه همه اقشار جامعه در آن حضوری فعال داشتند. بسیاری از خوانندگان پیش از انقلاب بعد از انقلاب یا پس از آن نتوانستند یا نخواستند با مردم همراه شوند و در میان چهره‌های نامدار،‌تنها 2 تن خواستند كه به این موج بپیوندند.
شجریان و ناظریان با تاثیر گرفتن از حركات انقلابی محمدرضا لطفی نوازنده تار و آهنگساز برجسته و همچنین هوشنك ابتهاج (سایه) وارد این عرصه شده و آثار انقلابی بسیاری را در این دوره خلق كردند كه "سپیده " معروف نیز محصول همین دوران است: ایران ای سرای امید، بر بامت سپیده دمید...، رزم مشترك، جانباز، میهن، برادرغرق خونه و ... نیز توسط شجریان با همكاری گروه‌های شیدا و عارف در این دوران ساخته شدند و به اینها اضافه كنید كنسرت‌های وی با استاد فرامرز پایور كه اكثرا مضمونی انقلابی داشتند كه از جمله آنها تصنیف زیبای از خون جوانان وطن لاله دمیده، بود. اما شجریان رفته رفته و آرام آرام  همچون سایر مدعیان هنر درآن سالها مانند مخملباف و ...تغییر جهت می‌داد و به سویی دیگر حركت می‌كرد كاست بیداد شجریان با همراهی پرویز مشكاتیان در اوایل دهه 60 تغییر جهت نسبتاً محسوسی را در شجریان خبر می‌داد.
شجریان پس از این سال‌ها، آستان جانان، شب سكوت كویر، شب وصل، معمای هستی، دل مجنون، نوا، در خیال، خلوت گزیده، آهنگ وفا، بوی باران و چند اثر دیگر را در كنسرهای مختلف خود خواند و هر چند اكثرا در ظاهر نمایه‌ای عاشقانه و بعضا عارفانه داشتند اما همگی از یك سیر فكری آرام شجریان و بعضا عارفانه داشتند، اما همگی از یك سیر فكری آرام شجریان حكایت داشت و اختتام این سیر به آثار همچون زمستان است و فریاد غیرمنتظره نبود، از این روی می‌توان گفت كه نه تنها اقدامات اخیر محمدرضا شجریان  تعجب اور نبود، بلكه روال منطقی انحراف فكری وی از سال 60 به بعد، چنین فرجامی را محتوم جلوه می‌داد.
در نهایت اینكه هر چند شجریان از صدایی  زیبا برخوردار است اما عدم بینش سیاسی، از وی چهره‌ای به جای گذاشته كه به راحتی مورد سوءاستفاده بیگانگان قرار گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 20:56  توسط   | 

خروج دختر یکی ازمجرمین انتخابات ازکشور



با خروج فرزند یکی از مجرمین حوادث بعد از انتخابات ،پیام سران فتنه به خارج از کشور منتقل شد.

به گزارش«جوان آنلاین»،دختریکی از دستگیرشدگان حوادث اخیر(ف.ع) که از اعضای یکی از تشکل های منحله دوم خرداد می باشد،قبل از عزیمت به خارج از کشور دیدارهایی را با سران فتنه داشته و پس از رایزنی های خود از ایران خارج شده است.
منابع آگاه تصریح می کنند که این خروج در راستای انتقال پیغام سران فتنه به مرتبطین خارج از کشور بوده و از سوی دیگر در راستای تکمیل شدن تشکیلات درپس پرده آقازاده ها می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 20:47  توسط   | 

هاشمی حتی به مواضع 26 تیر خود هم پایبند نیست


در پی تلاش برخی از سیاسیون برای از بین بردن فضای بی اعتمادی مردم نسبت به سران فتنه و بازگرداندن این افراد به صحنه سیاسی کشور، پایگاه 598 طی گفتگویی با جچةالاسلام روانبخش، دبیر هفته نامه پرتو سخن به بررسی مسائل پیرامون آن پرداخته است که در ادامه به آن می پردازیم:

 

علی رغم تأکید رهبر معظم انقلاب مبنی بر روشن کردن مواضع،چرا عده ای بدون آنکه سران فتنه مرزبندی خود را مشخص کنند،سعی در بازگرداندن آنها به کشتی انقلاب دارند؟

 

متأسفانه شگرد برخی افراد برای باقی ماندن در عرصه سیاسی، توسل به ابهام گویی می باشد.طبیعی است که اگر آنها مواضع خود را به صورت شفاف بیان کنند، قطعأ منفور مردم قرار می گیرند و کمتر کسی است که به دنبال حرفهایی که اینها میزنند برود و به آن توجه کند، بلکه بر عکس از آن ناراحت می شوند.

 

گاهی به این صورت عمل می کنند که به صورت رسمی در انتخابات از سران فتنه حمایت می کنند، اما پس از ورود مردم به صحنه و خلق حماسه هایی چون 9 دی و 22 بهمن، آنها احساس می کنند که دیگر جایگاهی میان مردم ندارند مثل آقای هاشمی که به خاطر احساس این مطلب که اگر در نماز جمعه شرکت کند کسی به وی اقتدا نخواهد کرد، در نماز جمعه شرکت نمی کند زیرا جایگاه مردمی خود را از دست رفته می بیند، پس می آیند امری را که در میان مردم دارای ارزش و تقدس می باشد،علم کرده و شروع به تعریف و تمجید از آن می کنند. مثلأ مقام معظم رهبری دارای جایگاه خاصی در بین مردم می باشند که مردم با تمام وجود به ایشان به ایشان عشق می ورزند، بنابراین امثال آقای هاشمی و دوستانشان به ظاهر از ایشان تعریف می کنند.

 

 با رصد سخنان آقای هاشمی پس از حماسه 9 دی می توان مطالبی چون "من بهتر از ایشان(مقام معظم رهبری)برای رهبری سراغ ندارم" را به دفعات پیدا کرد.این تعبیر، یک تاکتیک و سوء استفاده ابزاری از جایگاه رهبری در میان مردم برای بازگشت به صحنه می باشد و گرنه این مطلبی که آقای هاشمی امروز به آن رسیده است، امت حزب الله ما بیش از 20 سال است که از عمق جان و دل خود به آن رسیده اند، پس ایشان قصد دارند با سوء استفاده از این امر مقدس در میان مردم جایگاه خود را دوباره بدست بیاورند. ضرب المثل معروفی هست که می گوید"تو اگر روضه خوان خوبی هستی، پس چرا وقتی روضه می خوانی، خودت گریه نمی کنی!!!"، آقای هاشمی اگر واقعأ به این صحبت خود اعتقاد کامل دارند، چرا دوباره در جلسه خود با استانداران دوره اصلاحات، بر مواضع یک سال اخیر خود پا فشاری می کنند؟ اگر شما ولایتمدار هستید باید بگویید که "بر مواضع اعلام شده مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه 29 خرداد هستم"نه اینکه بگویید"بر سر حرفهای خود در نماز جمعه 26 تیر هستم". قطعأ مردم ما با بصیرت بالای سیاسی خود به راحتی به تعارضات سخنان ایشان پی برده و آنرا سیاسی تلقی می کنند.

 

به هر حال به نظر می آید جریان دوم خرداد و مسببان فتنه 88 که مشروعیت و مقبولیت خود را از دست داده اند، درصدد احیا و بازسازی خود با توسل به اوامر مختلف برای بازگشت به عرصه سیاسی هستند تا جایی که حتی شخصی مانند مهاجرانی اخیرا بیان می کند که بنده ولایت فقیه را قبول دارم!!! ضمنأ اگر آقای هاشمی بر مواضع خود در 26 تیر هستند، خودشان در آن نماز جمعه 26 تیر گفتند که "معیار برای همه باید قانون باشد"،خب آقای هاشمی الان که قانون حکم جلب فرزند شما را به خاطر تخلفات صادر کرده، پس چرا ایشان را تحویل دادگاه نمی دهید؟ قانون می گوید که اگر کسی رأی آورد و از رهبر و مجلس تأییدیه گرفت و دولت تشکیل داد، دولت وی قانونی می باشد، پس چرا هر روز با این دولت برخوردی می کنند که نتواند موفق باشد؟ همزمانی جلسه هاشمی رفسنجانی با استانداران دولت اصلاحات و احمدی نژاد با استانداران خودش،جای سوال و تأمل دارد.

 

چرا آقای لاریجانی درباره گپ صمیمانه خود با کروبی(از سران فتنه)حداقل به مردم حوزه انتخابیه خود(قم)جوابگو نمی باشند؟

 

متأسفانه این خوش و بش لاریجانی با کسی که با آبروی نظام بازی کرد و مستحق محاکمه و زندان می باشد، اصلأ مورد پسند مردم نیست. همچنین عمل آقای باهنر در برگزاری جلسه با فائزه هاشمی نیز از این قبیل باشد. واقعأ آقای باهنر از اعمال این فرد با خبر نیست که آتش هایی بر پا کرد؟ چه معنا و مفهومی از این دیدار به دست می آید؟ به نظر می آید که یک جریان حاکمی وظیفه عادی سازی اوضاع را بر عهده گرفته است که بگوید:چیزی نبوده است!!! و به مردم این را القاء کنند که همه مسئولین با هم رفیق بوده و هستند!!! در حالیکه هیچ شکی نیست در قصد براندازی داشتن این افراد که از ادعا ها و اعترافات آنها واضح و روشن است. اگر آنها می توانستند در برنامه براندازی خود موفق بشوند، الان چه بلایی بر سر نظام می آوردند؟ چرا این مسئولان به راحتی چشم خود را بر این مسائل روشن بسته اند؟ اگر اینها پیروز می شدند،آیا می گذاشتند آقایان لاریجانی و باهنر در عرصه باقی بمانند؟مگر یادشان نیست که عبدالله نوری پس از پیروزی در دوم خرداد طرح"آبی و قرمز" را مطرح کرد که بر اساس آن جناح راست برای همیشه از عرصه سیاسی حذف می شد و انتخابات به عنوان یک انتخابات درون گروهی برگزار می شد که بر اساس آن هر طرفی که پیروز می شد، اصلاحات پیروز شده بود، زیرا دیگر جناح راستی وجود نداشت که در مقابل آنها بایستد و رقابت کند.حالا چرا جناح راست امروز ناشیانه عمل می کند و با برگزاری نشست با اصلاح طلبان، سعی در بازگرداندن آنها به عرصه دارند؟

 

حالا که خود دوم خردادی ها با نشان دادن چهره واقعی خود، از عرصه حذف شدند، چرا اصولگرایان از این فرصت برای تثبیت خود استفاده نمی کنند؟ در سال 76 جریان راست که در جریان براندازی شرکت نکرده بود، بلکه تنها جرمش شکست در انتخابات بود، آنها قصد حذف همیشگی جناح راست را داشتند، حالا اصلاح طلبان با طوماری از جنایات در سال 88 اعم از ضررهای مادی و معنوی فراوانی که به مردم و نظام وارد کردند، دوباره وارد عرصه انتخابات بشوند به طوریکه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است!!! سران جناح راست باید به گذشته توجه داشته باشند اصلاح طلبان بدون آنکه راستی ها گناهی داشته باشند، قصد حذف آنها در داشتند و اصلاح طلبان الان با این همه جنایت، دیگر مشروعیت باقی ماندن در عرصه را ندارند. متأسفانه امروز اصولگرایان حتی به مبانی و اصول خود نیز پایبند نیستند و گرنه سعی در بازگرداندن فتنه گران به صحنه را نمی کردند و باید اذعان کرد که همه این مسائل به حزب و باند بازی افراد برمی گردد.

 

در اخبار آمده است که خانواده مهدی هاشمی از کشور خارج شده و دیگر قصد بازگشت را ندارند،علی رغم اینکه حکم جلب وی صادر شده و دستگاه های ذیربط اجرای این حکم را از وظایف  دیگری می دانند، شما این مسئله را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

از دستگاه قضایی انتظار می رود همانگونه که حسین شریعتمداری را به علت شکایت شیرین عبادی و مدیر مسئول روزنامه جوان را به خاطر شکایت میر حسین موسوی به دادگاه می کشاند تا به دنیا بی طرفی و عدالت خود را ثابت کند و نگاه جامعه بین الملل به کشور را بهبود ببخشند(همانگونه که در صدر اسلام شخص یهودی توانست امیرالمومنین"ع"را به دادگاه بکشاند)اما نکته ای که وجود دارد اینست که چرا از این طرف در جریان مهدی هاشمی اینگونه برخورد می شود در حالیکه جرم وی کاملأ محرز است. این مسائل اعتماد مردم به دستگاه قضا کم می کند و این سوال در ذهن مردم ایجاد می کند که چرا دستگاه قضا نمی تواند با مهدی هاشمی که در زیر چتر حمایت پدرش قرار دارد، برخورد مناسب بکند.

 

دستگاه اطلاعاتی ما الحمدلله ثابت کرده از قدرت بالایی برخوردار می باشد و اگر قوه قضاییه حکم جلب مهدی هاشمی را به آنها بسپارد به راحتی همانند ریگی(با آن پیچیدگی فراوان)می تواند او را به دست عدالت بسپارد. اینجا باید اقتدار دستگاه قضا نشان داده می شود وگرنه آن اقتدار در میان مردم دچار خدشه می شود و این سوال مطرح می شود که اگر ایشان طبق آن همه اعترافاتی که از دادگاه مجرمان انتخابات در صدا و سیما پخش شد (و همه آنها به زندان محکوم شدند)و پای مهدی هاشمی در اکثر جرمها به وضوح قابل مشاهده است، چرا به سزای اعمال خود نمی رسد در حالی که حمزه کرمی(دستیار مهدی هاشمی)به 11 سال زندان محکوم شده است، اما آیا اقدامات مهدی هاشمی هیچ حکمی ندارد؟ انتظار ما از دستگاه عزیز قوه قضاییه این است که قاطعیت بیشتری را نشان دهد و رعایت حال برخی مسئولان مانند آقای هاشمی را نکنند.زیرا مردم این رعایت حال را به هر بهانه ای به هیچ وجه تحمل می کنند.حال که خود آقای هاشمی بر ملاک بودن و اجرای قانون اصرار دارند، باید دستگاه قضا به اتهامات و جرم های صورت گرفته توسط فرزندان ایشان رسیدگی بنمایند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 20:42  توسط   | 

گویا هاشمی درنوشتن نامه های تند وبی حرمتانه سابقه دارد!!!

انتشار نامه تند رفسنجاني به امام خميني در سال 59؛
هاشمي خطاب به امام(ره): آیا آسایش‌طلبی را می‏پسندید؟

نامه سرگشاده هاشمی به رهبر انقلاب در همان روزهایی که آتش فتنه ریشه می دواند با سخنان عفت هاشمی رفسنجانی همراه شد تا از انذار نوبت به تحریک برسد و برخی فرزندان رییس مجمع نیز خود را به جمع اردوکشی های خیابانی برسانند.

به گزارش رجانیوز هاشمی آن روز نوشت:«بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم.»

رییس مجمع تشخیص آن روز از خود و رهبری در کنار هم و با عنوان بازمانده های انقلاب یاد کرد و با صراحت و در مقام انذار نوشت:«اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.»

این نامه نگاری های پر معنا البته تنها به بازه زمانی این انتخابات محدود نبوده و نیست. طی روزهای اخیر سایت هاشمی رفسنجانی نامه ای را به قلم او خطاب به امام راحل منتشر کرد که نشان می داد هاشمی حتی نسبت به امام نیز مراعات برخی امور را نمی کرده است. اگرچه بازنشر این نامه در برهه زمانی کنونی خود پرمعنا بود، اما محتوای آن تداعی نامه نگاری تند روزهای انتخابات را می نمود که این بار خطاب به امام عظیم الشأن رقم خورده است.

ماجرا به سال 59 برمی گردد. در همان روزها که امام مصالح کشور را می دید، هاشمی دست به قلم شد تا نامه بنویسد. نامه چنین شروع می شد:

«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

امام و رهبر و مرجع تقلید عزیز و معظم

به نظر می‌رسد در ملاقاتهای معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جنابعالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمی‌آید، ناچار چیزهائی که تذکرش را وظیفه تشخیص می‌دهم تحت عنوان:"النصیحه لائمه المؤمنین" در این نامه بنویسم؛ خواهش می‌کنم توجه فرمائید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید.»

آن روزها نیز هاشمی بر مشی عملی امام خرده گرفت و از آنچه سکوت و کلی گویی می نامید انتقاد کرد. هاشمی البته اعتراف کرد که نظرات امام را با تعدیل اجرا می کرده است؛ اما شاید نسبت به اینکه امام هزینه اجرای نظراتش را نمی پرداخت، بدین معنا که در مقابل مخالفان به دفاع علنی از این سیاست ها رو نمی آورد، انتقادهای جدی داشت. هاشمی حتی در نامه خود به امام از واژه "آسایش طلبی" هم استفاده کرد!

او در این نامه با تندی نوشت:«خود شما می‌دانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحه‌هائی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیلهائی اجرا می‌کردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلوة یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و ... تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید؟ همین‌ها موارد اختلاف ما با آنها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خط بودن و آسایش طلبی را می‌پسندید؟»

هاشمی می گفت:«تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است.» هاشمی حتی به خاطر عدم حمایت امام از حزب جمهوری هم گلایه داشت:«ما "حزب جمهوری اسلامی" را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیر مستقیم –من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم- تأسیس کردیم و با توجه به اینکه قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر می‌کنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید –ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید- و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه می‌شود –غیر مستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمائید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم می‌دانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین‌گونه که عمل می‌فرمائید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.»

هاشمی حتی از این خطاب های تند هم پا را فراتر گذاشت و از تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن امام ابراز نگرانی کرد:«گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیریند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد.»

آن روزها امام هشدارهایشان مشابه هشدارهای امروز رهبر انقلاب بود. اگر طی روزهای بعد از انتخابات دهم رهبر انقلاب مدام با مدارا نسبت به جریان فتنه و چهره هایی چون میرحسین موسوی پیش رفتند و البته در هر سکوی زمانی هشدار دادند و حجت را تمام کردند، آن روزها نیز با توجه به شرایط جنگی کشور، امام مدام به بنی صدر هشدار می داد و در عین حال از همه می خواست تا در آن برهه زمانی که می رفت تا یأس دامن گیر جبهه ها شود، مایه امید مردم باشند.

امام می فرمود:«آنهايى كه اهل فكرند. اهل قلمند. آنهايى كه صالح‏اند. اين صُلَحا بايد بنشينند و در صدد اين باشند كه اميد بدهند به اين جامعه. اين مردم احتياج به اميد دارند. ديگران دارند اينها را نااميد مى‏كنند. ديگران مى‏گويند كه همه به هم ريختند اصلًا مملكتى نيست اينجا. مايى كه بايد همه كوشش كنيم به اينكه نخير، نظامى هست اينجا و اين نظامى است كه بهتر از نظامهاى ديگرى است. كجا سراغ داريد شما يك نظامى را كه يك نفر بقّال هم آزاد بشود به اينكه به يك رئيس جمهور هرچه مى‏خواهد بگويد. به نخست وزير هرچه مى‏خواهد بگويد. به رئيس مجلس هرچه مى‏خواهد بگويد. كجا شما همچو چيزى را داريد؟ خوب، شما سران ممالك ديگر را هم ببينيد. كارهاى آنها را هم ببينيد. معامله آنها را با ملت ببينيد.»

در چنین شرایطی بود که هاشمی برای امام نامه نوشت. آن روزها هاشمی اگرچه منتقد بنی صدر هم بود، اما در روزهای بعد از انتخابات دهم این مواضع گاه همسوی مواضع سران فتنه یعنی جبهه مقابل انقلاب و کسانی که در قامت بنی صدری نو به میدان آمده بودند، تعریف شد. اگر هاشمی آن روزها نسبت به جریان مخالف نظام هشدار می داد، طی روزهای بعد از انتخابات با برخی از خانواده های زندانیان وقایع بعد از انتخابات هم دیدار کرد. این شاید تفاوت آن روز و امروز باشد؛ و البته نامه نگاری های تند وجه مشترک هر دو بازه زمانی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 20:6  توسط   | 

پديده آقازاده های ایرانی در انگليس

برخي از فرزندان مسئولان در انگليس مشغول به فعاليت اقتصادي هستند

سخنگوي كميسيون امنيت ملي مجلس با تأكيد بر اينكه در كل پديده آقازادگي در انگليس اعم از تحصيل يا فعاليت اقتصادي پديده مذموم و ناخوشايندي است، اعلام كرد: اين آقازاده‌ها هم در فعاليت‌هاي اقتصادي حضور دارند و هم تحصيل مي‌كنند.

كاظم جلالي نماينده مردم شاهرود و سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي كه با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس گفت‌وگو مي‌كرد با اشاره به تحصيل فرزندان مسئولان در انگليس و همچنين ابلاغ وزارت امور خارجه درباره عدم تحصيل فرزندان مسئولان در انگليس، ضمن اظهار بي‌اطلاعي از اين ابلاغيه و دستورالعمل، اظهار داشت: در كل پديده آقازادگي در انگلستان اعم از تحصيل يا فعاليت اقتصادي پديده مذموم و ناخوشايندي است.

وي در همين خصوص به خبرنگار فارس توضيح داد: جمع زيادي از فرزندان مسئولان و شخصيت‌ها به نوعي در كشور انگليس مشغول به تحصيل هستند كه خود اين مسئله موجب به وجود آمدن پيچيدگي‌هايي در روابط ايران و انگليس مي‌شود.

به گفته جلالي تحصيل فرزندان مسئولان در انگليس يكي از پديده‌هاي بسيار عجيبي است كه بايد آن را كاملاً مورد توجه قرار و كار جدي در اين خصوص انجام داد.

اين عضو هيئت رئيسه كميسيون امنيت ملي مجلس بر همين اساس اين را هم اضافه كرد كه اين آقازاده‌ها هم در فعاليت‌هاي اقتصادي حضور دارند و هم تحصيل مي‌كنند.

وي كه متذكر شد انگليسي‌ها حضور تاريخي در منطقه ما داشته‌اند، اما اين را هم اعلام كرد كه انگليسي‌ها چون مدت زمان زيادي از استعمار كهنه تا استعمار جديد در منطقه ما حضور داشتند لذا با روحيات و چگونگي تعامل با ايرانيان آشنا هستند و بر همين اساس نيز تلاش مي‌كنند تا به نوعي دل‌هايي را با روش‌هاي مختلف جذب كنند.

سخنگوي كميسيون امنيت ملي مجلس در ادامه با تأكيد بر اينكه شناخت اين روش‌ها بسيار مهم است، عنوان كرد: يكي از اين روش‌ها همين بحث تحصيل فرزندان مسئولان در انگليس است و همچنين از راه‌هاي ديگري مانند فعاليت‌هاي اقتصادي و تجاري هم براي اين موضوع استفاده مي‌كنند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 20:2  توسط   | 

این است شمه ای از قدرت غیرت ایرانی

ميليون‌ها ايراني ترجمه صحيح را به گوگل ياد دادند
 
 
 

چندي پيش كاربران اينترنتي در ايران از اشتباه سوال‌برانگيز سرويس ترجمه گوگل در ترجمه واژه فارسي خليج فارس به عبارت انگليسي Gulf خبر داده و خواستار جنبش اينترنتي براي مقابله با اين شيطنت گوگل شدند.

نوشت؛ گوگل در اين ترجمه سعي داشت تا با حذف كلمه فارس از ترجمه كلمه خليج فارس آن را به عبارت انگليسي Gulf به معناي خليج ترجمه كند تا مانند گذشته سياست دوگانه‌اي را در خصوص نام اين منطقه در پيش بگيرد.

اما با حركت در خور توجه كاربران ايراني كه همچون گذشته در احياي نام خليج هميشه فارس كوشيده بودند اين اقدام سرويس ترجمه آنلاين گوگل ناكام ماند و هنگامي كه با ميليون‌ها درخواست اصلاح ترجمه اين عبارت روبرو شد چاره‌اي جز ارائه ترجمه صحيح نديد.

كاربران ايراني در ميليونها صفحه اينترنتي و ايميل‌هاي رد و بدل شده، براي انجام اين حركت اينترنتي از يكديگر درخواست كمك كرده بودند.

در اكثر اين درخواست‌ها آمده بود كه: گوگل سعي در تحريف نام خليج هيشه فارس به نام مجعولي دارد كه سالها اعراب روياي آن را مي‌بينند. شما نيز براي كمك در اين حركت لطفا به اين آدرس رفته و سپس روي لينك "Contribute a better translation " يعني "در ارائه يك ترجمه بهتر همكاري كنيد "، كليك كنيد و سپس در كادري كه باز مي‌شود ترجمه صحيح يعني Persian Gulf را تايپ نماييد و سپس روي گزينه submit كليك كنيد.

اين حركت تا آنجا ادامه يافت كه غول جستجوي دنيا چاره‌اي جز تعظيم در برابر خواست ايرانيان و ترجمه صحيح اين كلمه پيدا نكرد.

پيش از اين نيز بمب گوگلي يك جوان ايراني باعث آن شده كه اكنون با جستجوي نام مجعول خايج ع‌ر‌ب‌ي به زبان انگليسي در گوگل كاربران در اولين نتيجه جستجو به صفحه‌اي هدايت شوند كه به آنها تذكر داده شده كه اين نام وجود خارجي ندارد و احتمالا منظور آنها نام خليج فارس Persian Gulf بوده است.

خليج پارس اصلي‌ترين نام و نامي است بر جاي مانده از كهن‌ترين منابع، نامي كه از سده‌هاي پيش از ميلاد سر بر آورده‌است و با پارس و فارس نام سرزمين ملت ايران گره خورده‌است.

در ويكي‌پديا آمده است كه در سال هاي اخير و به ويژه از دهه شصت ميلادي به اين سو، نام جعلي خليج ع‌رب‌ي نيز در برخي منابع تحت حمايت بيشينه دولت هاي عربي و گاه غيرعربي به گونه اي فزاينده در حال رقابت با نام خليج پارس است، اين امر خشم ايرانيان سراسر جهان را برانگيخته و باعث پديداري نام "خليج هميشگي پارس " از سوي ايرانيان گشته است.

تاكنون كارهايي براي مقابله با اين جعلي سازي صورت گرفته از جمله صادر شدن دو قطعنامه در سازمان ملل متحد براي پاسداري از نام خليج پارس يا Persian Gulf و يا برگزاري جام خليج فارس و چندين نام گذاري و تهيه نقشه و اسناد و كتب جغرافيايي كه باعث شده تا در بسياري از مجامع با نام درست آن ادا شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 19:14  توسط   |